آب تنی کودکان در حاشیه شهر

مصطفی عباسی ۱۳۹۸/۰۴/۱۴

پای تابستان که به میان می آید ترکیب تکراری اوقات فراغت احتمالا اولین چیزی است که در ذهنمان رخ نشان می دهد، و پشت بند آن تصاویر بچه های قد و نیم قدی که فارغ از درس و مدرسه و امتحان مشغول بدوبدو و این طرف و آن طرف رفتن هستند و آتش سوزاندن. این تصاویر ولی سهم همه کودکان شهر نیست. خیلی وقت ها قدرت انتخابی وجود ندارد. فقط باید دید چه چیزی در دسترس است. سهم کودکان زیادی از تابستان و سه ماه تعطیلی اش فقط موتور آبی است که این اجازه را به آن ها می دهد تا دقایقی غرق در دنیای کودکی شان شوند و تن نحیف خود را بسپارند به آب. سرخوشی کودکانه آن ها را می شود از خنده های از ته دل و شلپ شلپ آبی که روی سر و صورت هم می ریزند به خوبی لمس کرد. آن ها همین حوالی هستند، همین بغل گوش خودمان، توی کوچه پس کوچه های ‌گلشهر.


نظری وجود ندارد!